تبلیغات
صحن نو

صحن نو

از آسمان جدا شده این قطعه از زمین
اینجا كه پا نخورده‌ترین بود، پیش از این
هفت آسمان ز عرش به پابوسی‌ات فتاد
ای آسمان زرد طلایی هشتمین
خورشید سایه روشنی از گنبد شماست
با آفتابی حرمت گشته همنشین
كامل نگشت آن شب و صورت گرفته بود
ماهی كه داغ عشق تو را داشت بر جبین
نه میزبان خوب برای تو بوده‌ام
نه لایقی برای تو همسایه! شرمگین!
روزی كه می‌سرشت گلت را خدای، تو
انگشتری دست خدا را شدی نگین
از راه دور آمده‌ام تا، مگر دهی
«امن یجیبهای» مرا پاسخی، همین!


[ سه شنبه 24 خرداد 1390 ] [ 12:47 ] [ هادی خوشحال ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تبلیغات بهاربیست