تبلیغات
صحن نو

صحن نو

شنیدند مردی به ایران می‌آید
که از لهجه‌اش لحن قرآن می‌آید
قدم بر زمین می‌گذارد، تو گویی
در این دشت خشکیده باران می‌آید
خدا گندم از خاک می‌پروراند
کبوتر، کبوتر فراوان می‌آید!
بپاشید و قسمت کنید و بروبید
گل و نقل و آئینه، مهمان می‌آید
می‌آید، و آمد و مهمان ما ماند
از آن جمله سبز، از آن «می‌آید»
و مهمان ما مانده مهمان غربت
شهیدی که با زخم پنهان می‌آید!
نفهمیدی ای شعر، تا بیت هفتم
چرا زعفران از خراسان می‌آید؟!
چرا زعفران از، چرا از خراسان
پس از قرنها، صوت قرآن می‌آید؟
 


[ پنجشنبه 12 خرداد 1390 ] [ 21:40 ] [ هادی خوشحال ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تبلیغات بهاربیست