تبلیغات
صحن نو

صحن نو

دستم به دامان تو ای مولای فروردین !
از این زمستان واره های برفی و سنگین
می بارد از این آسمان شرجی و نمناک
باران بغضی آتشین ، طرحی جنون آگین
افسارآتش برگلویم مانده است آقا !
مسموم کرده واژه ها را تاولی چرکین
مولای ما ! رعشه است در هر خیزش این شهر
آواز گیسو را ببین آقا ! کمی بنشین !
. . . این شانه های یخ زده ،این روح تفتیده . .
تلقین خواب و پنجره ،این غربت غمگین. . .
دور از تو ،بیرون حرم تحریم خورشید است
ای مهربان تر از سخاوتهای علّیین !
آنجا وقاحت های سرخ است و نشاط یاس
اینجا ولی آتشفشان جاریِ تسکین
آنجا تمدن میچرد در کوچه های عصر
اینجا ولی سُر می خورد دیوار های چین!!
دارد مسافر می رسد ، نقاره خوان عشق !
طبلی بزن با مطلع آرامش و التین
طبلی بزن تا پر شود حلقوم آتشزاد
تا پر کشد از دست های مُنجَمِد ، آمین
نقاره خوان ! وا کن دل بیمار ایمان را
طلبلی بزن تا وا کند پیشانی اش را چین
آری مسافراشعر هم درمان دردی است
وقتی که افسون تو باشد سورة یاسین
یوسف ترین! شوق تمام عشق را دریاب
آن گونه که پلک تو را چشمانِ بنیامین
عریانی شب میوزد روی صدای ماه
اینجا تَرَک برداشته در سجده هامان دین!
یپیشانی ام چین خوردة فردا و فرداهاست
دیگر نمی دانم چه . . . ای مولای فروردین


[ سه شنبه 30 فروردین 1390 ] [ 08:10 ] [ هادی خوشحال ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تبلیغات بهاربیست